
برنامه ریزی همیشه پاسخگو نیست...برگشت من از تعطیلاتت بین دو ترم و برنامه ریزی برای همراهی برادر و کنسل شدن آن ! و همراهی غیر برنامه ریزی شده ی مادر و دوباره همراهی برادر ! که اینها اتفاقات مثبت و خوب این قسمت بود؛عصر دوشنبه ای که با مادر و برادر برای شفای مریم دخیل بستیم در حرم آقا و چقدر حالمون خوب بود و امیدوار بودیم... دریغ که چند ساعت بعد خبر فوت اش آمد...آه... آه از این درد سنگین و جانگدازی که همه قلبم را لای انگشتان بی رحمش مچاله میکند...حالا در این شهر غریب اولین تجربه ی تلخ من است که عزی...
ادامه مطلب
زندگی هر کس مرزی وجود داره که اگه ازش عبور كنی، ديگه برگشتی وجود نداره و نميتونی آدم قبل بشی؛ و این رو بهش میگن "حريم غير قابل برگشت". Carlitos Way - 1993 پی نوشت پاییز پارسال، زمستان بعدش، در به در ترین 13فروردین، بهار امسال و اکنون، رمضان... گذر غریبانه روزگارم سومین فصلش را طی میکند... ...
ادامه مطلب