روزهای آخر 26 سالگی

خرید بک لینک

این روزها

کلمات عجب جادویی دارند !

وقتی بودن و داشتن چیزی  ( هر چیزی ) را احساس می کنی و نیست و نمیشود؛ تازه ماجرا شروع می شود...

اینکه "دوستت دارم" را بشنوی تا اینکه خیال کنی فلانی دوستت دارد، زمین تا آسمان فاصله دارد...

به راستی چه چیزهایی را می گوییم و چقدر از انتظارهایمان را می شنوییم ؟!

من فکر میکنم این ماجرا دادن و گرفتن است! هر چقدر بگویی، کیسه ات را پر میکنند.

همیشه سعی کردم بگوییم، راحت ! شاید گاهی دیرتر، اما حتما می گوییم !

بگویم "دوستت دارم" تا "دوستت داشتم"...

بگویم "حواسم هست" تا "حواسم بود"...

بگویم "زیبا شدی" تا "زیبا بودی"...

بگویم .... 

قرقی ندارد چقدر این گفتن ها رمانتیک باشد یا نه ! گاهی تلخی شنیدن ها هم کمک می کند.

خلاصه، فکر می کنم کلمه ها این روزها بیشتر جادو می کنند.

کلمه های کارساز، کلمه های زنده، کلمه هایی که فکر نمی شوند و گفته می شوند.

این روزها عجیب یاد آن جمله جادویی در کتاب "مائده های زمینی" از آندره ژید می افتم :

" هرجا که نمی توانی بگویی : چه بهتر، بگو: عیبی نداردو در این گفته نویدی بزرگ برای خوشبختی نهفته است.برخی لحظه های سعادت را هدیه ی خداوند می دانند، برخی دیگر هدیه ی چه کس دیگری ؟! ناتانائیل خدا را از خوشبختی ات جدا مدان... "

اینکه از آدم ها بشنوی، عیبی ندارد ! شاید باید امروز به دیگری نویدی از خوشبختی رساند... این روزها دشت های گندم در بادهای داغ می رقصند و من این را بلند می گویم.

مگر نه اینکه دیدن همین رقص لحظه سعادت است ؟!

من به هدیه های خداوند ایمان دارم...

#صابر_ابر

پی نوشت :

پارسال امشب دعوت کردم،فردا دورهم باشیم ولی " اینکه "دوستت دارم" را بشنوی تا اینکه خیال کنی فلانی دوستت دارد، زمین تا آسمان فاصله دارد..." ؛

ماجرا همینه...

چقدر همه چیز به نیکی تغییر کرد در این یکسال...

الهی سپاس

هستم برای همیشه...

ما را در سایت هستم برای همیشه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: شنبه 19 مهر 1399 ساعت: 18:56

صفحه بندی