و دوباره... شهریور

خرید بک لینک

30 مرداد- صبح: اولین تولد بنده توسط عزیز جان، رفیق دل، مهربونی که دم در مرکز بهداشت ساعت 7:30 صبح سورپرایزمون کرد، برگزار شد :*

 30 مرداد- عصر:  دومین تولد بنده توسط دوستان و منشی های عزیز مطب دکتر شیخ* به میمنت و مبارکی برگزار گردید *__*

31 مرداد یعنی دقیقا یک هفته ی پیش: شایان جان ما، رفت به نبرد کنکوری بس ناجوانمردانه ... (خدایا اخر عاقبت همه 18 ساله های کنکوری رو بخیر کن؛ مارو هم ... :) )

1 شهریور: عملا متولد شدیم رررررررررفت *___* ؛ تولد قشنگ و به یاد ماندنی توسط همکاران مرکز بهداشت برگزار شد ( دست الهام و راوی درد نکنه :) )

4 شهریور: دیگه خداحافظی ما یکساله شد... و بعد از تکرار یکسال و خاطرات مرده، حال احساس سبکی و آزادی میکنم؛ خدایا این بار با دونستن قسمتی از حکمتت، شکرت میکنم از ته دل ، و ممنونم از نشدن اتفاقاتی که آرزوم بود... چرا که عشق الانو مدیون نشدن های یکسال پیشم... مرسی خدایاجانم :*

5 شهریور : نفس و نیکان خاله اومدن *___________* جوجه های سودا بلاااااخره بعد از کلی زحمت و اذیتی که به مامانشون دادن، پا گذاشتن به دنیای ما ! خدایا خودت مواظب شون باش :)

6 شهریور: آنیل ما 3 سالش رو تموم کرد و پرید تو 4 سالگی :*

7 شهریور : طبق رسم هرسال، امروز شله زرد پزون بود و چه شور و غوغا و حال خوبی بود تو این خونه... لعنت به کرونا ! خدایا شرایط رو به روال گذشته و چند ورژن بهترش برگردون و مواظب مون باش :*

خدایا تو خیلی خوبی

خیییییییلی

مرسی که خودتو به ما دادی

ورای همه ی نعمتهات، همینکه میشنوی، تو هر لحظه و ثانیه، غنیمته...

لاو یو بهترینم :*********

هستم برای همیشه...

ما را در سایت هستم برای همیشه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 87 تاريخ: شنبه 19 مهر 1399 ساعت: 18:56

صفحه بندی