چهارشنبه
ساعت 13 و حدود 50 دقیقه ی ظهر
شاید اخرین لحظات زندگی من بود
هیچ وقت مرگ رو تا این حد نزدیک ندیده بودم...
اگرجه اگر اتفاق میافتاد شاید تا این حد ترس و اضطراب نداشت
و نزدیکی هاش، اصلا خوب نبود...
خدایا مرسی که فرصت دادی
مرسی که آزمون دشواری رو به خانواده و عزیزانم تحمیل نکردی و زیر سیبیلی نجات مون دادی
ماشین داغون شد... حیف... ولی بین خودمون بمونه خدایا
خوشحالم که زنده ام !
هنوز کلی کار دارم
خیلی زود بود
:)
یکاری کردی که منه ناراضی و خسته حالا دیگه با نگاه به چشمای کسایی که دوسشون دارم، تا خوده آسمون ذوق میکنم و میدونم قدر این لحظه هارو...
دوست دارم خدایا
مررررررررررررررررررررررسی:*******
هستم برای همیشه...ما را در سایت هستم برای همیشه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 55