تموم که شد گفت : چقد اروم میکنه نوشتن
اره رفیق
جاییکه که با ادبیات خودت واژه هایی رو از جای عمیقی از وجودت جاری میکنی روی کیبورد گوشی یا لپ تاپ ( گره هیچی مزه قلم و کاغذ سنتی خودمونو نمیده )
مگه میشه خالی نشی
حالا نوشتنو بیار کنار چند بیت شعر
و یه شب اروم
با یه ماه روشن
و قلبی که سوسو میزنه واسه ستاره ی راه دور
شبی ضعیف
شبی به قدرت تابش افتاب روز
و در نهایت
یه موسیقی اروم
و چند قطره اشک
قسم به عظمتش
خدا حضور داره تو این محفل گرم تنهایی
این شبا یطور خاصی محفلم خداییه
...که چقدر بهار بوی پاییز میده
به طعم چای داغ و شعر و سکوت...
و
تو...
" تعریف من از عشق همان بود که گفتم
در بند کسی باش که در بند کسی نیست "
#محمدحسن_جمشیدی
هستم برای همیشه...ما را در سایت هستم برای همیشه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66