به غیر دوست که نازش به عالمی ارزد
نیاز پیش کسی گر برم، گناه کنم
برف میبارید، به شکل ذره هایی ریز و آرام. داخل ماشین بودم و محو در خیالات خودم.خیابان ها...آدم ها... و ذره های بلورین زیبایی که به سرشان میریخت...انگار کردم که تمام مان داخل گویچه ی بلورینی هستیم، از همان هایی که در اتاق و لابه لای وسایل اکثرمان پیدایش میشود.همان گوی هایی که وقتی کوکش رو میچرخانی عروسک درونش با موسیقی ملایمی میچرخد و دانه های سپید برف مانندی بر سرش میریزد.و حالا برف بود و مایی که به دور خودمان میچرخیدیم...
داشتم به این فکر میکردم که زنده بودن و زندگی کردن اگر و اگر فقط در یک تفاوت خلاصه شود، آن هم همین چشیدن مزه ی لحظه هاست...
عجیب شده ام...به مثابه از سر گذراندن طوفانی عظیم، یا باور فقدانی غریب، یا پذیرفتن تمام نشده هایی که زمین و زمان را برای شدنش دوختم اما نشد...مثل جشنی که برپا نشد...مثل آنی که نماند... مثل هزاران خواسته ای که نشد...
عجیب شده ام؛ قبلا ها میگفتم "امید..."
اما "امید..." برای چه ؟! یا برای که ؟!
حالا بجای امید بر آینده ای که نمیدانم دوباره از چه نوع و حالتی بر من و روزگارم رکب خواهد زد و به چالش خواهد کشید، دلم را قرص میکنم به این لحظه، به این اعتمادی که شاید بتوان "ایمان" اش نامید...حالا دیگر تنومند شدن نهال یقین، تزلزل افکار پریشان و قلب ناماندگار بی درمان و مزه ی تلخ خاطرات و حس یاس خیالات سیاه ام را با آرامشی که برایم غریب و ناشناخته است، تعویض کرده !
حالا میدانم
که خدای ابر و ابریشم و عشق تلخی و رنج در برنامه اش راه نمی دهد.پرورش او سراسر ناز است و نوازش؛ ماییم که چقدر عجولیم و کم طاقت و پرمدعا... وای از این همه ادعا..از این همه ندیدن و نفهمیدن عشق... از این همه کوری و گنگی و اعتراض !
خدای ابر و ابریشم
چه دعایی کنم که بدانی صرف بودنت کافی نیست برای مایی که نمیفهمیم و نمیبینیم! مایی که دلمان میخواهد سرگرم شویم با مشغله هایی که هیچ اند! پوچ اند ! و از دل همان ها چنگ بزنیم به فراز و فرودی و نامش را گذاریم : آرزو... دغدغه... حسرت... و به بهانه همان ها سراغت را بگیریم و زار بزنیم و التماس کنیم !!
خدایا
ما را، دل هایمان را، روح و روان و ارامش و قرارمان را مملو کن از خودت و عشقی که سرچشمه اش هستی... خدایا کاری کن که خودت را ببینیم و خودت را بخواهیم... تو را بخوانیم برای خودت... برای زیبایی چشمگیر و بی مثالت... برای لطافتت... عطر خوشت... صدای دلنشین ات...
خدایا
خدای ابر و ابریشم و عشق
خوده خودت را از ما نگیر
هستم برای همیشه...
ما را در سایت هستم برای همیشه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 90