-وقتى شنيد اومد
نتونست طاقت بياره
ادمه ديگه
مياد ميره
كى اومده كه نرفته ؟!...
بد زخميه
•واسه چى اومدى اينجا؟
بعده اين همه سال ميخواى چيو زنده كنى ؟
-اومدم با چشماى خودم ببينم كه زنده اى
چطورى ميتونستم نيام ؟
•تو روزهاى نيومدنى...
-تو هيچى نمى دونى
•بعده سى سال نميخوامم چيزى بدونم
-ديگه فرقى هم نميكنه بدونى
•برو
نميخوام كسى تو رو اينجا ببينه
-ولى تو صدام كردى، اسممو به زبون اوردى
يبار ديگه صدام ميكنى؟
•قبلا از اين اسم خوشت نميومد، كسر شأنت بود...
-تو چى ميدونى ؟ هيچى...
•قرص قمر...
برو بسلامت
#ديالوگهاى_ماندگار_قسمت٧_فصل٢#شهرزاد