خدایا همین که میخوام لب باز کنم به درخواست هایی که یه بوی نم گرفته ی گلایه ای هم به خودشون گرفتن، تصمیم میگیرم به رسم ادب با ستایش و شکرگزاریت اغاز کنم.همینکه شرو میکنم نعمتات دونه دونه میان جلو چشام و تا تکون بخورم عشق بین مون گل میندازه و غرق میشم تو محبت و خوبی هات.اون وقته که ترجیح میدم بیخیال گیر و گرفتها و گلایه ها بشم و همرو مثل همیشه بسپارم دست خودت
عشق ترین
عزیزترین
لطیف ترین
ببین اخه؛ با کلی حرف اومده بودم بنویسم باز دلبری کردی و حرفام موند :)) این روزا یطوری شده که حس میکنم سرعت رشد و تجربه کردن و بزرگ شدنم فوق العاده زده بالا.اتفاقای عجیب، ادمای جدید، اومدن ها و رفتن هایی که نمیشه اسم شونو اتفاق گذاشت...نمیدونم، ولی زندگی همچنان داره درس میده و سخت گیری میکنه...
مهم نیست، یعنی هستااا ولی
تا زمانی که تو رو دارم مطمئنم "اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد" منو تو خدایاجان " بهم سازیم و بنیادش بر اندازیم"
هستم برای همیشه...ما را در سایت هستم برای همیشه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 72