بشتان زان که عرصه امید تنگ نیست
طفلان شهر بی خبرند از جنون ما
یا این جنون هنوز سزاوار سنگ نیست
دارد به رفتن از سر بالین من شتاب
ای جان بر لب آمده، جای درنگ نیست
دلتنگ نیست کس اگرش دوست در دل است
در منزلی که شاد زند خیمه تنگ نیست
#نشاط_اصفهانی
پی نوشت_محرم 97
شکر خدایا؛
امسال هم توفیق دادی که باشیم و کنار عزیزان مون دست در دست هم نذورات رو بجای بیاریم و عزاداری کنیم.شله زرد، حلوای خاله جان، ساندویچ دایی جان و... تا شب عاشورا؛ که مشغول ورق زدن خاطرات شب عاشورای پارسال بودم که زینب زینب مرحوم سلیم انگار تا دورترین غم ها برد منو...
حرف بسیار است و درد دل دشوار
ترجیح میدم با دست خط خودم در دفترچه خاطراتم به یادگار بگذارمش...
و
سلام بر حسین
هستم برای همیشه...ما را در سایت هستم برای همیشه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 75